خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر کوی وفا عشاق را منزل یکیستگر کم و بیشت تخم معرفت حاصل یکیست
۲
کن گذر در قتلگاه عشق او بنگر به خونهر قدم بس کشتهها افتاده و قاتل یکیست
۳
ناله گوناگون گر از دل میرسد نبود عجبهر سو موش ز تیری نالد و بسمل یکیست
۴
گوی آن دلداده را کوغریب عشق اوستره به پیش و پس مبر کاین بحر را ساحل یکیست
صفحهٔ ۱ از ۲