خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرد عاشقپیشه از کفران نعمت ننگ داردهرچه معشوق از تغافل کار بر وی تنگ دارد
۲
توشه راه محبت نیست جز بار توکلرهرو این ره چه غم از دوری فرسنگ دارد
۳
نیک بستانیست اما بوی عشق از وی نیایدکیست تا پای طلب از حب دنیا لنگ دارد
۴
ای که داری چشم یکرنگی از این اوضاع گیتیبر کف از خون بسی امیدواران رنگ دارد
صفحهٔ ۱ از ۲