خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو شینه دل از دوری دلبر گله میکردتنگ از طمع وصل بخود حوصله میکرد
۲
از آمد و شد گشت چنان قاصد آهمکز ضعف تو گویی طلب راحله میکرد
۳
هر دم بسر کوی تو از بیم رقیبانچون چله نشین ورد زبان به سلمه میکرد
۴
گر سخت نبد جان ز چه از رفتن جاناناندر قفس تن قدمی فاصل میکرد
صفحهٔ ۱ از ۳