شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگرتا مرا سازی اسیر دام صیادی دگر
۲
بهر من آسودگی در بند بهتر حاصل استتا نیفتد دیده‌ام بر سرو آزادی دگر
۳
با همه سرعت مگر چون من به زلفت شد اسیرگرنه از کویت وزان نبود چرا بادی دگر
۴
دوش اسم دانه خال تو آمد بر زباننشنوم از مرغ دل امروز فریادی دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth