خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر از بیوفاییهای تو حرفی به لب دارممشو آزرده دل جانا که هذیا نست تب دارم
۲
دو زخمم از دو ابر بهر کشتن و عده فرمودیبه دوی حقی که من ای کجحساب از تو طلب دارم
۳
مرا دیوانگی اندر محبت لازم است ورنهبه هنگام ضرورت فخر از حسن ادب دارم
۴
در ایام فراغت هم نخواهم ذلت دشمنکه چشم طول عمر اندر شب هجران ز شب دارم
صفحهٔ ۱ از ۲