شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۲۸ - حکایت سلطان سنجر سلجوقی

کتاب الروایات و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از قضا روزی به طرف مرغزاررفت سلطان سنجر از بهر شکار
۲
شد به هامون با همه شیر او ژنیهر طرف سرگرم در صید افکنی
۳
کردی از پیکان مهر تل و جبالصیدی از شصت دلیری پایمال
۴
از خندک شصت با تدبیر اواز غزالان بس که شد نخجیر او
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth