شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۹ - در مصیبت عاشورا

کتاب المراثی و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماند چون نعش حسین تشنه‌لب در آفتابمی‌ندانم از چه زبور بست دیگر آفتاب؟
۲
ز خم تیره و نیزه و شمشیر عدوان بس نبود؟از چه می‌تابید بر آن جسم بی‌سر آفتاب؟
۳
بود گر در دامن زهرا سر آن تشنه‌لباز چه نامد شرمش از خاتون محشر آفتاب؟
۴
گشت راس شاه دین چون از زمین بکنی بلندحیرتم سر زد چرا از کوه خاور آفتاب؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth