خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۳۰ - زبان حال سکینه مظلومه با کشته پدر
کتاب المراثی و المصائب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان پدر فدای تن پاره پارهاتقربان زخمهای فزون از ستارهات
۲
با آن همه محبت بسیار از چه شدیکباره از من ای تن بیسر کنارهات؟
۳
از باد رفت العطش خویش و سوختندیدم ز تشنگی چو لب پرشرارهات
۴
لبتشنه جان سپردی و در زیر تیغ شمرسوی فرات بود به حسرت نظارهات
صفحهٔ ۱ از ۳