شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۳۸ - مرثیه

کتاب المراثی و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا به باغ جنان رو تو آه و زاری کنز دیده بهر پیمبر سرشک جاری کن
۲
بگو حسین تو تنها و بی‌مدد کار استبیا به کوفه از آن شهریار یاری کن
۳
ز تشنگی جگر عترت تو گشته کباببیا به گلشن خود فکر آبیاری کن
۴
ز بهر آب حسین از سکینه گشته خجلز نور دیده خود رفع شرمساری کمن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth