شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۴۴ - مصیبت اربعین

کتاب المراثی و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اربعین آمد و اشکم ز بصر می‌آیدگوئیا زینب محزون ز سفر می‌آید
۲
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاستکز اسیران ره شام خبر می‌آید
۳
جرس از سوز جگر نالدو گوید به ملاکه سکینه به سر قبر پدر می‌آید
۴
گرچه پایش بود از خار مغیلان مجروحبه سر قبر پدر باز پسر می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth