شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۵۵ - و برای او همچنین

کتاب المراثی و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچکس ایمن ز کید دهر دون‌پرور نشدهیچ سر در دار دنیا صاحب افسر نشد
۲
خلق می‌گفتند بهتر می‌شود کاندر جهانوین عجیب کز راستی بدتر شد و بهتر نشد
۳
ساغر عیش جهان سرشار اما هیچوقتهیچ کس را زین می‌راحت گلویی تر نشد
۴
کو سری یا سر فرازی را که در پایان کارخاک قبرستان وطن خشت لحد بستر نشد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth