شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۵۸ - زبان حال ام لیلا با جوان ناکام خود

کتاب المراثی و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجایی ای علی اکبر جوان نوثمر منچرا جدا شدی ای نازنین پسر ز بر من
۲
اگر خیال تو نبود به حال مادر پیرتتو ای جوان نروی تا قیامت از نظر من
۳
مرا غریب به کرب و بلا فکندی و رفتیچو گشت همسفری‌ای جوان نوسفر من
۴
امیدواری باب ای نهال نورس مادرخدای کم نکند سایه تو از سر من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth