خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۶۵ - زبان حال دختر پیغمبر به شوهر بزرگوار خود
کتاب المراثی و المصائب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا علی ای ابن عم غم نصیبای تو درد درمندان را طبیب
۲
ریخت در جانم فلک ز هر نفاقالفراق الفراق الفراق
۳
مرغ جان را بر سر افتاده هوستا گشاید بال راحت زین قفس
۴
بر سر و بالم جهان زد بسکه سنگجانم از دست جهان آمد به تنگ
صفحهٔ ۱ از ۸