شعر را زندگی کن
خلوتی با صامت بروجردی

شمارهٔ ۲ - مصیبت

کتاب التضمین و المصائب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به شاه تشنه جگر گفت زینب غمناکدمی که دید تن چون گلشن ز خنجر چاک
۲
فتاده بیکفن و غرقه خون به دامن خاکتویی خلاصه ارکان و انجم و افلاک
۳
ولی چه سود که قدرت نمی‌کنند ادراک
۴
بگو به خواهر زارت تو را چه بود گنهکه بی‌گنه شده‌ای دستگیر هر روبه
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth