خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۱۱ - حکایت شخص مسافر
کتاب القطعات و النصایح
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود مسافر یکی اندر به راهتوشه کم و راه فزون بیپناه
۲
سی حُضر داشت شتاب از سفرایمن و وارسته ز خفو و خطر
۳
نه نگهش جانب طی طریقنی بلدی تا شود او را رفیق
۴
تا به بیابان ز قضا شد دچاردر کف دزدان برون از شمار
صفحهٔ ۱ از ۱۲