خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به دست یار دادیم اختیار خویش راحاصلی زین به ندانستیم کار خویش را
۲
بر امید آن که روزی کار ما گیرد قرارسالها کردیم ضایع روزگار خویش را
۳
ریختی خون دلم شکرانه بر جان من استگر تو بر فتراک میبندی شکار خویش را
۴
خاک پایت شد وجودم تا نیابی زحمتیمینشانم ز آب چشم خود غبار خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲