خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سوز دل مات همانا خبری نیستکاین ناله شبهای مرا خود سحری نیست
۲
هستند تو را عاشق بسیار ولیکندلسوخته در عشق تو چون من دگری نیست
۳
از بهر دوای دل پر درد ضعیفمشیرینتر از آن لب به جهان گلشکری نیست
۴
تا چشم خوش شوخ توام در نظر آمداز چشم تو مقصود مرا جز نظری نیست
صفحهٔ ۱ از ۲