شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پیش نقش روی تو صاحب‌دلان بی خویشتنوز چشم مستت فتنه‌ها افتاده در هر انجمن
۲
تا خرقه و پشمینه را بازار دعوی بشکنیطرف کله را برشکن بنمای زلف پرشکن
۳
گوی گریبان کیست کاو سر بر سر دوشت نهدبیم است کز غیرت کنم صد پاره بر تن پیرهن
۴
چون بار پیراهن کشی؟ کز گل بسی نازک‌تریپیراهنی باید تو را از لاله و برگ سمن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth