شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌آمد و خلق شهر در پیوز شرم روان ز عارضش خوی
۲
دزدیده به سوی من نظر کردکز دوست مباش بی‌خبر هی
۳
در حال و ان یکاد برخواندهر کس که نظر فکند بر وی
۴
خوبان جهان کمر ببستنددر خدمت سرو دوست چون نی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth