شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بالای تو گر سروی میان بوستانستیاز آن سرو سهی بستان بهشت جاودانستی
۲
ز وصف یک سر مویت شدی عاجز بیان منبه جای هر سر مویی مرا گر صد زبانستی
۳
همی‌خواهم که او با من کند یاری چو جان با تنجهان ما را جنانستی گر او ما را چنانستی
۴
به روی عالم‌آرایش که گر خاک کف پایشسرم را دست می‌دادی به جان هم رایگانستی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth