خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برا امام که بنیاد عمر بر باد استبیا که قصر امل سخت سست بنیاد است
۲
غلام همت آنم که جز محبت توز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
۳
شنیدهاید که در حق دوستان علیسروش هاتف غیبم چه مژدهها داد است
۴
که ای ولیّ ولیّ خدا و عترت اونشیمن تو نه این کنج محنت آباد است
صفحهٔ ۱ از ۳