خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا شوق حضور او ز سر بیرون نخواهد شدقضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
۲
نه من تنها که خلقی از خدا این آرزو دارندمگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
۳
مرا روز ازل کاری به جز شوقش نفرمودندهر آن قسمت که آنجا رفت دیگرگون نخواهد شد
۴
گلستان جهان پژمرده شد از جور عیارانبه عدلش کی شود خرم اگر اکنون نخواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲