شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکمت شمارهٔ ۱۰۷

باب هشتم در آداب صحبت

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عز و جل آفریده است و برومند، هیچ یک را آزاد نخوانده‌اند مگر سرو را که ثمره‌ای ندارد، در این چه حکمت است؟
۲
گفت: هر درختی را ثمره‌ای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.
۳
بر آنچه می‌گذرد دل منه که دجله بسیپس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
۴
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریمورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth