خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خَلیلَيَّ لاحَتْ لَنا
دَورُ سَلمیٰنشانهای سلمی شد از دُور پیدا
۲
کهن ناشده داغ او،
گشت تازهقِفا، نَبْکِ مِن ذِکرِ مَن لَیْسَ یُنْسیٰ
۳
ازین رَبْع و اَطلال،
هر جا گیاهیکه بینیم؛ گویا زبانیست گویا
۴
جز افسون سلمی و افسانهٔ اونخوانند بر ما نگویند با ما
صفحهٔ ۱ از ۲