شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف تو بر مه پریشان کرده مشک ناب راشاخ شاخ افکنده بر گل سنبل سیراب را
۲
از در مسجد درآ با آن دو ابروی و ببینپشت سوی قبله رو در روی خود محراب را
۳
پسته را تا زان دهان و لب رساند دل به کامدل به تنگ آمد ازین معنی اولوالالباب را
۴
باد شبها خاک پایت زیر سر خوابم حرامگر ندانم دولت بیدار خود این خواب را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth