شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مه خرگه نشین از رخ برافکن پرده اشاد کن آخر گهی دلهای غم پرورده را
۲
گر به گورستان مشتاقان سواره بگذریجان دمد در تن صدای سم اسبت مرده را
۳
جان به لب آوردیم لب بر لبم نه یک نفستا به تو بسپارم این جان به لب آورده را
۴
گر به خون غلطم چه باک او را که طفل خوردسالرقص داند اضطراب مرغ بسمل کرده را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth