خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگشا دری از تیغ جفا سینه ما راوز سینه برون بر غم دیرینه ما را
۲
چون ناوک دلدوز تو راحت نرساندهر مرهم راحت که رسد سینه ما را
۳
ماییم و دل صاف چو آیینه چه داریمحروم ز عکس رخت آیینه ما را
۴
تو شاهی و ما عور و گداییم چه نسبتبا اطلس زربفت تو پشمینه ما را
صفحهٔ ۱ از ۲