شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روحی فداک ای صنم ابطحی لقبآشوب ترک و شور عجم فتنه عرب
۲
کس نیست در جهان که ز حسنت عجب نماندای در کمال حسن عجب تر ز هر عجب
۳
هر کس نیافت جرعه ای از جام وصل توزین بزمگاه تشنه جگر رفت و خشک لب
۴
تا زلف تو شب است و رخت آفتاب چاشت«واللیل والضحی » است مرا ورد روز و شب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth