خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد شاخ گل تازه نشاندم به هوایتبازآ که یکی زان همه ننشست به جایت
۲
بی نکهت پیراهن تو خرقه زدم چاکای غنچه خندان بگشا بند قبایت
۳
مرغی ز دلم گر ز پس مرگ بسازندجایی نپرد جز به در و بام سرایت
۴
سایم به ته کفش تو رخ بهر تسلیچون دسترسم نیست که بوسم کف پایت
صفحهٔ ۱ از ۲