خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماستجان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست
۲
آن را که دید شکل خوشت بامداد عیدپروای عید و ذوق تماشای او کجاست
۳
صد جان فدای قد تو کز جویبار حسنهرگز یکی نهال بدین نازکی نخاست
۴
در دیده خاک پای تو گر زانکه هست حیفبر ما مگیر کین گنه از جانب صباست
صفحهٔ ۱ از ۲