شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نامه کز جانان رسد منشور اقبال من استمهر او بر نامه نقش لوح آمال من است
۲
ذره سان حالم هواداری ست آن خورشید رایک به یک ذرات عالم شاهد حال من است
۳
هر زمان فال غمی گیرم ز دل در حیرتمکین دل غلطان به خون یا قرعه فال من است
۴
باد فریاد من افتاده با آن گل رساندگفت کین گلبانگ مرغ بی پر و بال من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth