شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برد شوخی دل ز من اما نخواهم گفت کیستگر برند از تن سرم قطعا نخواهم گفت کیست
۲
آن که ما را در جدایی سوخت سر تا پا چو شمعگر مرا سوزند سر تا پا نخواهم گفت کیست
۳
گرچه دریا شد کنار از اشک و این هر جا رسیدگوهر مقصود ازین دریا نخواهم گفت کیست
۴
نیکوان در چشم من بسیار آیند و روندآن که دارد در دل و جان جا نخواهم گفت کیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth