شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی خوب تو مهوش افتاده ستخال مشکین بر او خوش افتاده ست
۲
چشم بد دور خال بر رخ توچون سپندی بر آتش افتاده ست
۳
چهره زرد ما ز سرخی اشکورقی بس منقش افتاده ست
۴
مشو ای پندگو مشوش ماحال ما خود مشوش افتاده ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth