خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خوبی خم ابروی تو مه نو نیستچو شمع روی تو ماه آفتاب پرتو نیست
۲
هزار زخم کهن بر دلم ز تیغ تو هستبیا که مرهم آن جز جراحت نو نیست
۳
قلم به نسخ خط مهوشان بکش کامروزبه حسن خط تو ماهی درین قلمرو نیست
۴
دوم به راه غمت کز غبار غیر تهی ستبه جست و جوی تو چون من کسی تهیدو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲