خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که شاهد بستان ز رخ نقاب انداختنسیم در سر زلف بنفشه تاب انداخت
۲
صبا شمیم گل و بوی یار گلرخ دادمرا و مرغ چمن را در اضطراب انداخت
۳
پی نثار قدوم گل از شکوفه نسیمبه صحن باغ درمهای سیم ناب انداخت
۴
ز شبنم سحری غنچه بامداد پگاهگشاد پیرهن از هم بر آفتاب انداخت
صفحهٔ ۱ از ۲