شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه گویم کز فراقت چونم ای دوستجگر پر درد و دل پر خونم ای دوست
۲
به زیر پای خود کردی سرم پسترساندی پایه بر گردونم ای دوست
۳
میان رهروان بودم فسانهز ره بردی به یک افسونم ای دوست
۴
چنان از لعل میگون تو مستمکه فارغ از می گلگونم ای دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth