خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست شب وصل تو مه را رواجروز نباشد به چراغ احتیاج
۲
خاک در و سنگ جفای توامداد فراغ از هوس تخت و تاج
۳
زین تن لاغر چه بری نقد جاناز ده ویران چه ستانی خراج
۴
درد مبیناد طبیبی که گفتداغ جدایی نپذیرد علاج
صفحهٔ ۱ از ۲