شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد به نقش هستی خود بند شیخ خودپسندماند محروم از تماشای جمال نقشبند
۲
کور شو گو دیده خودبین که بهر آن جمالچرخ مجمر آفتاب اخگر بود انجم سپند
۳
کی کند باور که نوشیده ست خضر آب حیاتمرده ای کز مشرب مردان نباشد بهره مند
۴
اهل دل آیینه اند ای شکل نامطبوع خویشدیده در آیینه طعن و لعن بر آیینه چند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth