شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب ماه عید را ز شفق چرخ جلوه دادبر کف حریف لعل قبا جام زر نهاد
۲
خونین دلی که بود جگر بسته اشک اوبر روی زرد یک سر ناخن جگر گشاد
۳
نی نی که نعل زر به بساطی که یافت رنگاز خون دشمنان ز سم اسب شه فتاد
۴
شاهی که در مقام غلامیش ماه عیدخم کرد پشت خویش و پی خدمت ایستاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth