شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سپاه دوست کزین سو سوار می گذریدز روی لطف به سوی فتادگان نگرید
۲
سوی شکار شد آن ماه و من به ره ماندمخدای را غم حال من شکسته خورید
۳
به خواریم مگذارید بر ره افتادهکه پیش چشم من از جان و دل عزیزترید
۴
قلاده سگ کویش به گردنم فکنیدکشان کشان ز پیش تا شکارگه ببرید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth