خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیر تو افتاد دور جان من افگار کردبر هدف آمد ولی بر دل من کار کرد
۲
پیش رخت وقت گل لاله شکفتن نخواستسینه زد از شوق چاک داغ خود اظهار کرد
۳
ابر چمن را ز گل روی تو آمد به یادنعره بسیار زد گریه بسیار کرد
۴
مهر که دیوار و در پرتو رویش گرفتروی تو را دید جا در پس دیوار کرد
صفحهٔ ۱ از ۲