شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن مه به جانب سفر آهنگ می‌کندصحرا و شهر بر دل ما تنگ می‌کند
۲
ای نامه بر به مجلس او نام من ببرکز گفت‌وگوی نام منش ننگ می‌کند
۳
شرح کمال شوق همین بس که چشم منعنوان این صحیفه به خون رنگ می‌کند
۴
عاشق فشانده جان به ره کعبه مرادزاهد نشسته پرسش فرسنگ می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth