شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز خون دلم از دیده روان خواهد شدچشمم از هر مژه خونابه فشان خواهد شد
۲
هست مقصود دلت آنکه بمیرم ز غمتهر چه مقصود دل توست چنان خواهد شد
۳
بس که خونین کفنان داغ تو بر دل رفتندهمه صحرای عدم لاله ستان خواهد شد
۴
دید در کودکیت پیری و گفت این روزیفتنه عالم و آشوب جهان خواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth