شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبرقامتم چون حلقه شد زین رشک و رخسارم چو زر
۲
بست زرین حلقه ات راه خلاص از هر طرفبر دل من چون برد مسکین از آنجا ره بدر
۳
آن چنان از حلقه نبود گوش تو هرگز تهیاز خیالش نیست خالی چشم ارباب نظر
۴
زر گرفت از پختگی پیش بناگوش تو گوشسیم گو خامی مکن زین بیش و لاف از حد مبر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth