خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیردل صد پیر و جوان هست به عشق تو اسیر
۲
هدف تیر خودم ساز که باری به طفیلبه من افتد نظرت چون نگری از پی تیر
۳
رهزن اهل طریقت شدی ای تازه جوانوای ما گرنه مددگار بود همت پیر
۴
گر کنم بر سر کوی تو ز خارا بسترزیر پهلوی من آن نرم تر آید ز حریر
صفحهٔ ۱ از ۲