شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای تو را دامن ز گلبرگ بهاری پاکترغنچه وارم هر دم از شوقت گریان چاکتر
۲
بود خاک آستانت از غبار غیر پاکشد ز شست و شوی آب چشمم اکنون پاکتر
۳
ریختی صد بیگنه را خون که تیغت کس ندیدنیست شوخی از تو در عاشق کشی چالاکتر
۴
تا دل از غمناکی خود شادمان دیدم تو راجهد آن دارم که باشم از همه غمناکتر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth