خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا گل کامده ست از نازنینان چمن بر سربساط سبزه زیر پای و چتر نارون به سر
۲
ز بیماری به بالین سر نهاده نرگس رعناپی بیمار پرسیش آمده سرو و سمن بر سر
۳
همانا لاله شمع جمع نوخیزان باغ آمدکه دارد شعله آتش میان انجمن بر سر
۴
معمایی ست بس مشکل گشای اندر چمن غنچهکش آورده ست شاخ گل به طبع خویشتن بر سر
صفحهٔ ۱ از ۲