خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمری ست نور چشم جهان بین ماست یاربی نور مانده چشم جهان بین کجاست یار
۲
بر خاک ره چو سایه فتادیم و هم چنانخورشید اوج کنگره کبریاست یار
۳
دردی جداست همدم هر تار موی منتا با رقیب همدم و از من جداست یار
۴
یک جا نکرد با من بی خان و مان مقامبا من درین مقام ندانم چراست یار
صفحهٔ ۱ از ۲