شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیزیاد کن از برگ ریز عمر و می در جام ریز
۲
شد زرافشان فرش مینارنگ می سازد سپهرز ابر پرویزن که گردد بر سر زر سیم بیز
۳
باغ شد بی برگ و اکنون هم خوش آهنگان باغمی کنند آهنگ لیک از باغ آهنگ گریز
۴
سبزه موقوف بهار آمد به زیر گل بلیخفتگان باغ دارند انتظار رستخیز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth