شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سینه شکافم هر سحر کاید صبا زان منزلمباشد خورد زین رهگذر یک لحظه بادی بر دلم
۲
چشمم ز خوبان خون فشان دل همدم آه و فغانطبع بلاجو هم چنان باشد بدیشان مایلم
۳
هستم ز مرغ بسته پر در دام زلفش بسته تربسم الله اینک تیغ اگر خواهد همین دم بسملم
۴
زینسان که آید دمبدم زین چشم طوفان بار نممشکل رسد از موج غم کشتی به سوی ساحلم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth